طول روز قیامت؛هزار یا پنجاه هزار روز
درتوضيح نظر اول بايد گفت كه اين نظر را بسياري از مفسران نقل كرده و آن را در باب اين آيه مطرح دانسته اند ولي درباره ي آن سند و مدرك و دليل خاص مورد توجهي ذكر نكرده اند و صرفا به اين دليل كه اين نظر با ظاهر آيه تطابق دارد و روايتي نقل كرده اند كه رسول خدا(ص) فرمود روزي فرشته اي نزد من آمد و پيغامي رساند ، طولي نكشيد كه مشاهده كردم در آسمان است بنابراين چيزي را به ذهن متصور نمي كند.
لذا اين نظر كه پانصد سال رفت و برگشت فرشتگان طول مي كشد به نظر صحيح ترين نيست ، البته ناگفته نماند در قرآن تعابيري داريم كه بيان مي كند که « وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُون » [4] و همچنين « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه »[5] كه از هيچكدام از اين آيات طول زمان پانصد ساله برداشت نمي شود .
در توضيح نظر دوم بايد گفت كه اين قولي است از مجاهد بيان شده و درباره ي شكل و صحت آن چند اشكال به نظر مي رسد كه البته با تفسيري از ظاهر آيه مي شود اين نتيجه را گرفت و خيلي از مفسرين نيز آن را مطرح كرده اند ولي در كل اين نظر نيز به طور كامل صحيح نمي آيد و اشكالاتي از باب تدبير الهي به آن وارد است .
درتوضيح نظر سوم سخن و مطلب فراوان است و بسيار مفصل مي شود درباره ي آن صحبت كرد ، يكي از ادعاها همان است كه در متن توضيح به ميان آمد يعني اينكه بعضي معتقدند اساسا زمان در اين دنيا و زمانه در عرض زمان آخرت نيست بلكه در طول آن است يعني زمان دنيا و آخرت هر كدام جداگانه نيستند.
بعضي ديگر در باب زمان اساسا معتقدند: زمان يك امري است كه سخن درباره ي آن به كنايه زياد مطرح مي شود و همان طور كه عرب، دوران سختي را كنايه به مدت طولاني مي كند و آن را به خاطر سختي كه داشته مورد تنفر خود قرار مي دهد و همچنين در بين خود ما نيز مرسوم است كه مثلا مي گوييم يك مدت با سختي براي ما هزار برابر شد و از اين دست نظر ديگري كه در باب زمان وجود دارد و اينكه اصلا زمان امتداد حركت و امتداد تغيير است و از تغيير باموجودات متغير است كه زمان تشكيل مي شود .
از همه اين ها مي توان نتيجه گرفت كه اساسا زمان مقوله ي نسبي است و خيلي استناد كردن به آن نمي تواند قطعي باشد لذا ما اين نظريه را بنابر خارج بودن از محدوده ي بحث ناصحيح مي دانيم و وارد بحث در اين مقوله نمي شويم ولي قابل تامل است.
اما توضيح درباره ي نظر چهارم: اين نظر بيان مي كند كه « في يوم » قيد است براي « يعرج » كه قبلا توضيح درباره ي يعرج آمد پس امور در يك روز عروج مي كند كه آن روز براي ما به اندازه هزار سال است و آن روز روز قيامت است براي اينكه ثابت شود آن روز ، روز قيامت است چند دليل و استدلال مي آوريم:
اول آنكه در حديثي كه در امالي شيخ طوسي از امام صادق (ع) نقل شده ، آمده است كه فرموده قرآن : " در قيامت پنجاه موقف محل رسيدگي به اعمال و حساب است كه هر موقفي به اندازه يكهزار سال از سالهايي است كه شما مي شماريد ".
دوم اينكه كلمه يوم در جاي جاي قرآن به معني و مفهوم قيامت اشاره دارد و اصلا بعيد نيست مقدار هزار سال را براي القاي مفهوم كثرت و يا حتي به معناي واقعي به كار برده باشد و بعید نیست اين يوم در اين آيه هم ،روز قيامت باشد .
پس بنابراين چون آيات قران يكديگر را تفسير مي كنند و رواياتي نيز كه ذكر شد در اين باب آمده اين يوم در اين آيه يكي از پنجاه موقف قيامت است و اين نظر صحيح به نظر مي رسد و همچنين با آيه چهارم سوره معارج هم تناقضي ندارد كه آن روز قيامت را مطرح مي كند.
هم اكنون آيه 47 سوره حج را مورد بررسي قرار مي دهيم
آيه : وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ[6]
همانطور كه از معني و ظاهر آيه مشخص است اين آيه به اين مضمون اشاره دارد كه خداوند كفار را در انذار و تبشير (خدا) و انكار و لجاجت (كفار) نشان مي دهد به اين ترتيب كه در شان نزول اين آيه نقل شده كه كفار قريش مانند نضر بن حرث و امثال او پيوسته تعجيل عذاب مي كردند و به پيامبر اكرم مي گفتند كه پس عذابي كه مي گويي كجاست ؟ و به خدايت بگو اين عذاب را سريع تر برساند كه اين به معني اين است كه اين وعده تو و خدايت وعده ي كذبي است و تحقق نمي يابد به همين علت خداوند در اول اين آيه مطرح مي كند كه وعده ي خدا تخلف ناپذير است و خداوند وعده ي خود را عملي مي كند .
پس تا اينجا از آيه مشخص شد كه كفار وعده ي خدا را دروغ مي دانستند اما در ادامه آيه مي فرمايد : «إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ » ، در اينجا و درباره ي اين آيه سه نظر وجود دارد كه آنها را بيان مي كنيم و هر كدام را بررسي مي كنيم تا نتيجه درست معين شود.
نظر اول : خداوند تعالي قصد داشته كه صبر كند و به آنها مهلت دهد تا شايد توبه كنند و به راه راست هدايت شوند زيرا كه يك روز و هزار سال در پيشگاه خداوند يكي است زيرا بُعد زمان براي خداوند مطرح نيست پس اين لطفي است از جانب خداوند به آنها.
نظر دوم : اينكه يك روز از ايام آخرت مانند هزار سال از ايام دنياست .
نظر سوم : يك روز عذاب به شدت و سختي زيادي كه دارد به مانند هزار سال است و عظمتش چنان است كه سخت است براي كفار و تكذيب كنندگان.
در توضيح نظر اول اينكه چون وعده ي خدا تخلف پذير نيست و خدا وعده اي كه داده را انجام مي دهد پس عذاب براي كافران قطعي است چرا كه خداوند از سرگذشت اقوام گذشته نيز اين را اثبات كرده همان طور كه اقوام زيادي در تاريخ بوده اند كه خداوند آنها را در اين دنيا مجازات كرده ولي بعد از فرستادن پيامبر به سوي آنها و اتمام حجت با آنها.
در اين بار نيز خدا اين كار را انجام مي دهد ولي خداوند مي خواست كه آنها را فرصت بدهد شايد كه توبه كنند و به راه راست بيايند ولي اين هزار سال به اين معني است كه چون در محضر خداوند تعالي هزار سال و يك روز تفاوتي ندارد و خدا بالاخره اين عذاب را براي آنها نازل مي كند و اين لطفي است از جانب خدا كه به آنها فرصت اصلاح بدهد و حتي اگر آنها عجله نيز كنند اين عجله امري بيهوده است و نمي توانند از اين عقوبت فرار كنند و اين نظر درست مي آيد چرا كه با كلمات قبل و بعد آيه هماهنگي دارد.
اما توضيح نظر دوم اينكه يك روز در نزد اين جهان، براي آخرت هزار سال است اين نظر درست به نظر نمي آيد ؛چرا كه قبل از اين كلمات خداوند مي فرمايد كه وعده خدا تخلف پذير نيست پس يعني خداوند در پاسخ به تعجيل كفار براي عذاب اين جمله را بيان كرده كه وعده خدا تخلف پذير نيست و روزهايي كه شما مي شماريد به اندازه ي هزار سال است پس چون اينجا اين كلمات با كلمات راس آيه هماهنگي ندارد به نظر درست نمي آيد يا حداقل صحیح تر به نظر نمي آيد.
درباره نظر سوم اينكه اين آيه نوعي مجاز باشد از اينكه اين روزها روزهايي است كه چون عذاب و شدت سختي در آن زياد است، اين زمان از نظر شدت سختي و عذاب زياد به نظر مي رسد همان طور كه ما مي گوييم يك روز سخت براي ما به اندازه ي هزار سال گذشت و اينكه اصلا عرب روز هاي سخت را به كثرت ايام ياد مي كند . اما اين نظر نيز درست نسیت يا حداقل درست تر نيست چرا كه اين كافران براي عذاب عجله مي كردند و نيز عذاب الهي براي آنها به ازاي اعمال آنهاست و براي حق است و بايد عذاب شوند و اين عذاب به جهت سختي در برابر خداوند بزرگ معنا ندارد.
پس بنابراين و بنابر توضيحی كه داده شد اين آيه به اين نكته اشاره دارد كه خداوند افرادي كه براي عذاب عجله مي كردند را با ياد آوري اين مسئله كه عذاب براي آنها حتمي است و وعده خدا تخلف ناپذير است، مهلت داده و زمان در نظر خدا براي عذاب كردن آنها مطرح نيست بلكه چيزي كه قطعي است عذاب شدن آنهاست.
پس مشخص است كه اين آيه اصلا و اساسا به آيه ديگر ربطي ندارد و هيچ نقطه ي اشتراكي بين اين آيه و آيه هاي ديگر جز لفظ نيست و منظور آيه چيز ديگري است
نكته : البته اين نظر سوم و حتي نظر دوم را نيز قبول كنيم با توجه به اينكه در قبل و در آيه پنج سوره ي سجده نيز ذكر شد كه قيامت پنجاه موقف دارد و هر كدام هزار سال است و سختي و شدت عذاب نيز مورد توجه باشد باز تناقضي با آيه ي ديگر نيست ولي نظر اول كه بيان شد، درست تر به نظر مي آيد.
حال به توضيح درباره ي آيه 4 سوره معارج مي پردازيم و يك نتيجه گيري كامل مي كنيم
آيه : تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ[7]
عروج ملائكه و روح كه همان بزرگ فرشتگان است به سوي او، عروج همانطور كه قبلا ذكر شد همانند رفتن مردم مسلمانان به مدينه و ابراهيم كه فرمود « اني ذاهب الي ربي » است اما در مورد « فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ » بايد گفت كه چهار نظر وجود دارد كه ما هر كدام را بررسي مي كنيم
نظر اول : اين مدت براي كثرت و زيادي ايام به كار رفته يعني مجاز از كثرت ايام و مفهومي كمايي است.
نظر دوم : مسافت معارج آسمان براي عروج يعني از زمين تا آسمان هفتم مدت پنجاه هزار سال طول مي كشد.
نظر سوم : مدت زماني كه طول مي كشد خداوند در روز قيامت به اعمال بندگان رسيدگي كند یک روز است كه اگر افراد زميني مي خواستند آن را انجام دهند به مدت پنجاه هزار سال طول مي كشيد.
نظر چهارم : حديثي از امام صادق در امالي شيخ طوسي كه قيامت پنجاه موقف دارد و هر موقف به ایام ما هزار سال طول مي كشد .
توضيح درباره ي نظر اول اينكه همانطور كه كرارا گفته شد منظور كثرت زمان و ايام و زيادي شدت عذاب است چرا كه اين سوره درباره ي قيامت و صفات آن است با اينكه اين نظر بي اشكال است ولي درست ترين به نظر نمي رسد.
توضيح درباره ي نظر دوم كه معارج آسماني طول مسافتي به اندازه ي پنجاه هزار سال دارد كه اين نظر اصلا درست نيست چرا كه با آيات قبلي و بعدي تطابقي ندارد يعني نمي شود به يكباره درباره ي اين موضوع سخن گفت و در آيات بعدي صفات قيامت بررسي شود و اين نظر به نظر درست يا درست ترين نيست.
توضيح درباره ي نظر سوم اينكه خداوند اعمال انسان ها را در روز قيامت در یک روز بررسي مي كند كه اگر انسان ها قصد اين كار را داشتند ، پنجاه هزار سال طول مي كشيد در ظاهر و در نگاه اول به ذهن مي رسد و حتي در اين باره حديثي از امام صادق نقل به اين مضمون نقل شده، ولي باز هم با توجه به اين كه در آيات بعد صفات روز قيامت را ذكر كرده اين نظر بعيد است و حداقل درست ترين به نظر نمي رسد.
ولي درباره ي نظر چهارم كه در حديثي از امالي شيخ طوسي از امام صادق نقل شده كه فرمودند قيامت پنجاه موقف دارد و هر موقف هزار سال طول مي كشد.
با توجه به اين حديث و با توجه به آيات بعدي كه صفات روز قيامت ذكر مي شود هماهنگي مناسبي وجود دارد كه ابتدا طول اين روز بيان شود و سپس صفات اين روز بيان گردد و اين نظر به اصل معني نزديك تر به نظر مي رسد.
نكته : البته اگر نظر ها و اقوال ديگر مثل نظر اول و دوم وسوم را نيز قبول كنيم باز هم تناقضي بين اين آيات ديده نمي شود.
اين نكته جالب توجه است كه بعضي از افراد با توجه به كلمات و الفاظ قرآن مي خواهند نكته تناقضي پيدا كنند و به قولي مُچ قرآن و نعوذ بالله خدا را بگيرند ولي بايد اين مسئله را بدانند اين كار بيهوده و عبث است.
پس بنابراين جمع بندي كلي ما از اين سه آيه يعني چهار معارج، پنج سجده و 47حج ،اين بود كه در سوره حج كه اصلا بحث درباره ي نكته ي ديگري بود كه آن نكته تعجيل كفار و فرصت دادن خدا به آنها و مطرح نبودن زمان براي عذاب مورد نظر بود و درباره ي دو آيه ديگر طول مدت كل قيامت كه پنجاه هزار سال و هر موقف هزار سال است و از نظر ديگر بحث كثرت ايام و بيان مجاز گونه و مفهوم كنايي هزار براي نشان دادن كثرت زمان است و نكات ديگري كه به تفصي بيان گرديد.
اميدوارم اين توضيحات براي شبهه افكنان قانع کننده باشد.
والسلام
[1] . (ترجمه آيه (آيت الله مشكيني) : اوست كه امور اين دنيا را از آسمان به سوي زمين تدبير و تنظيم مي كند سپس ( نتايج حاصله تدبير ) در روزي كه مقدار آن به اندازه هزار سال از سالهايي است كه مي شماريد به سوي او بالا مي رود ).
[2] . (و [ابراهيم] گفت: «من به سوى پروردگارم رهسپارم، زودا كه مرا راه نمايد.») صافات 99.
[3] .( و هر كس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پيامبر او، از خانهاش به درآيد) نساء 100.
[4] . (و روزى شما و آنچه وعده داده شدهايد در آسمان است.)ذاريات/22
[5] . (سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود، و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد) فاطر 10.
[6] . ترجمه آيه (ايت الله مشكيني ) : و آنها از تو شتاب در عذاب ( موعود ) خواهند ، در حالي كه خداوند هرگز از وعده ي خود تخلف نمي كند ، همانم يك روز در نزد پروردگار تو مانند هزار سال است ، از آنچه شما مي شماريد
[7] . ترجمه آيه ( ايت الله مشكيني ) : فرشتگان و روح در روزي كه مقدار آن پنجاه هزار سال است به سوي او عروج ( معنوي ) ميكنند