به نام او

يكي از شبهات "60 اشتباه قرآن"  شبهه اي است با عنوان "اختلافات عددي بيشتر" كه شامل چند شبهه است.

در اين نوشته سعي داريم يكي از اين شبهه ها را با عنوان «يك بهشت يا زيادتر» بررسي كنيم

آيا يك باغ در بهشت وجود دارد يا زيادتر؟

يك باغ به استناد برخي آيات قرآن

زمر 73: وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا

فصلت 30: وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ

حديد 21: وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ

نازعات 41: فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى

و باغ  هاي زيادتر به استشهاد ايات ديگر:

كهف 31: أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ

حج 23: إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ

فاطر 33 : جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا

قبل از بيان جواب شبهه ذكر مطالبي لازم است:

مطلب اول: واژه شناسي

الف:"معناي ريشه "جنن"

كلمه "جنت" از ريشه "جنن" مي باشد.

اين ريشه 201 بار در 70 سوره و 196 آيه از قرآن كريم مطرح شده است.

"جنن" به معناي مستور كردن و پنهان نمودن چيزي از حواس انسان است.و در تمامي مشتقات كلمه همين معنا لحاظ شده است.كه به چند نمونه اشاره مس شود:

«جن» را به اين نام مي خوانند ؛چون مخلوقي است در برابر انس كه از انظار انسان ها پوشيده و مخفي است و "جانّ" بر نوع جن اطلاق مي شود.اين معنا 32 بار در قرآن آمده است.

قلب را «جَنان» مي گويند چون در سينه انسان مخفي است و ديوانگي را «جِنة» و «جنون» مي گويند به خاطر اين كه نوعي مخفي شدن است و در ضعف و اختلالي كه عقل را مي پوشاند به كار مي رود.اين معنا 16 بار در قرآن استعمال شده است.

سپر را «جُنة» مي گويند زيرا به واسطه آن مخفي شدن محقق مي شود.اين معنا دو بار در قرآن ذكر شده است.

و «جَنّة» باغي را گويند كه با درختان در هم تنيده شده پوشيده شده است.(التحقيق في كلمات القرآن الكريم 2/123-125)

ب- معناي ماده «جنت»

تعريف "جنت"

جنت به معني باغ و بستان است با صفات خاص:

در لغت عرب براي معني باغ چند لفظ استعمال مي شود:

الف- جنت:

باغي است كه با درختان در هم تنيده شده پوشيده شده باشد(التحقيق 2/125) و زمين آن بوسيله درختان(دائرة الفرائد 5/327) و سايه آن ها پوشيده و مخفي شده باشد(لسان العرب 13/100) و اگر باغي نخل نداشته باشد آن را جنت نمي گويند .ابوعلي گفته:جنت باغ داراي نخل و انگور است(لسان العرب13/99و100)ولي برخي باغ انگور را فردوس و باغ خرما را جنت مي دانند(مجمع البيان ج 1 ديل آيه 25 بقره).

"جنات" و "جنان" جمع جنت است(لسان العرب 13/99).

۲.حديقه:

قطعه زميني است كه آب گرداگرد آن را فرا گرفته باشد و آن را به جهت تشابه به مردمك چشم-به علت اينكه گرداگرد آن را آب فرا گرفته- به اين نام خوانده اند(مفردات راغب 223)تاكستان را نيز حديقه مي نامند.وبرخي حديقه را به بستان داراي ديوار و حفاظ و يا زمين مرتفع معنا كرده اند(لسان العرب 10/39).

3. روضه:

زمين سرسبز و پر آبي را گويند كه در خود يا كنار خود آب داشته باشد و معمولا داراي درخت نيست.(همان7/163).

4. فردوس:

باغ و بستاني كه داراي وسعت است و درختان و ميوه هاي زياد دارد(التحقيق 9/51).علامه مصطفوي معتقد است كه اين كلمه از زبان هاي عبري و سرياني و آرامي به عربي منتقل شده است .اين واژه در فرهنگ هاي سرياني و عبري "فرديس" تلفظ شده است.

5. بستان:

اين كلمه معرب كلمه بوستان است(مجمع البحرين 6/214) و ظاهرا كلمه اي است عام براي مطلق باغ ها.

ج- سرّ نام گذاري بهشت به جنت:

1.به خاطر آن كه شاخساران درختانش در هم فرو رفته و شاخه هاي در هم فرو رفته و برگ هاي فراوان آن مانند سقفي سبز رنگ زمين بهشت را مي پوشانند(1) (تفسير تسنيم 2/467و468).پس مستور بودن بهشت گاهي به لحاظ اشجار لفيف و اغصان به هم تنيده و در هم ئفرو رفته آن است.

2.گاهي به لحاظ منزلت و مقام مكنوني است كه دارد،نزد عقل صاحب نظر يا قلب صاحب بصر معروف و مشهود نيست فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (سجده 17)(2) خلاصه برخي مراحل بهشت حتي براي عارف و حكيم قابل تصور هم نيست چه برسد به ديگران و براي برخي اصل آن قابل تصور است اما بسياري از ويژگي هاي آن در بوته  استتار است و تا قبل از شهود عيني مستور بوده و مشهود نمي شود و بعد از ورود به بهشت براب خود بهشتي مشهود ولي نسبت به افراد بهشتي پائين تر هم چنان در وراي حجاب نور قرار دارد.(تفسير تسنيم 2/491).

3. به خاطر اين كه نعمت هايش را از ما مخفي نگاه مي دارد چنان كه در آيه 17 سوره اسرا بيان شده است: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ (مفردات راغب 204).

4. به خاطر زياد بودن درختانش(مجمع البحرين 6/227) و يا به خاطر شدت در هم فرو رفتن شاخه ها و سايه سار بودن آن(لسان العرب 13/100).

5. به خاطر شباهت به باغ هاي دنيا:

هر چه كه در اين دنيا از نعمات و مشتهيات وجود دارد ،مراتب نازله اي از حقايق و نعمت هاي اخروي هستند و الفاظ در مقابل معاني موجود وضع شده اند و معاني غير موجود آخرت ،لفظ ما به ازايي ندارند براي اين كه آن ها براي ما غير ملموس اند (التحقيق 2/123-125)و لذا براي اين كه تفهيم آن آسان تر گردد به باغ ها و جنات دنيا تشبيه شده اند(قاموس قرآن 2/75).

مطلب دوم :استعمال واژه "جنت" در قرآن

واژه جنت هفتاد بار به صورت مفرد و و هشت بار به صورت تثنيه و 69 بار به صورت جمع كه مجموعا 147 مرتبه در طي 65 سوره و 143 آيه در قرآن كريم ذكر شده است.(دائرة الفرائد 5/327).

مجموع اين مشتقات در چهار معني به كار رفته است:

1.بهشت موعود كه از آن به عنوان «جنة الخلد» نام مي برند:

اين معنا در قرآن كريم 60 بار آمده است(الجنة44 و جنة 6 بار) اين معنا غالبا با لفظ «الجنة» ار ائه شده است كه "ال" آن براي عهد است(قاموس قرآن 2/75)يعني آن بهشت موعود و معهود.ژ

2. باغ هاي بهشت:

اين باغ ها ، بهشت اصلي نيستند ولي مراتبي از نظان داخلي آن هستند و گاهي شامل اعلي مراتب بهشت هم مي شوند و لذا گاهي خداوند به همان مرتب با لفظ "جنات" مژده داده است(بقره 25).

در تفهيم اين معنا غالبا "جنات" يا موصوف واقع شده است مثل « جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار (بقره 25)» و يا مضاف واقع شده مثل:جنات عدن (11 مرتبه) جنات الفردوس(1 مرتبه) جنة و جنات المأوي(2 مرتبه) جنة و جنات النعيم(8 مرتبه) جنة الخلد(1 مرتبه) و جنتي (1 مرتبه) آمده است.

جنات درباره آخرت هميشه نكره آمده يعني باغ بخصوصي مگر يك بار (شوري 22).

3. باغ هاي دنيا:

اين معنا 24 مرتبه در قرآن آمده است(جنات12والجنة1 و جنة 11مرتبه).

4. بهشت آدم:

مراد همان مكاني است كه آدم عليه السلام قبل از هبوط به زمين مدت زماني در آن جا مستقر شد و داستان آدم و حواء و ابليس در همان جا اتفاق افتاد.

اين معنا با لفظ "الجنة" 6 مرتبه در قرآن ذكر شده است."ال" در "الجنة" در اين آيات دال بر جنس و استغراق نيست بلكه جنت خاص و معهود خارجي است.

اين بهشت نه در بهشت موعود و نه در زمين بوده است.در بهشت موعود نبوده زيرا؛

1.هركه در آن داخل شود خارج نمي شود.

2. آن جا محدوده اي نيست كه شيطان و شيطنت و عصيان و بلكه خيال باطلي در آن جا راه پيدا كند(طور23).

اما از باغ هاي زمين نبوده زيرا؛

1. بودن در باغ هاي دنيا مقام محسوب نمي شود تا هبوط و اخراج از آن متصور شود.

2. استقرار در زمين بعد از اخراج از بهشت و هبوط در زمين بوده است.

3. اوصاف مذكور در بهشت آدم (عدم احساس گرسنگي ،تشنگي،سرما و گرما(طه 118 و119)) با اوصاف زمين تطابق ندارد.

4. مراد از "ال" در "الجنة"عهد خارجي است و شأنش اين است كه آن جنت براي آدم معهود بوده است و در قرآن كريم جز بهشت معنوي و اخروي(كه لازم نيست جنة الخلد باشد)بهشت معهود ديگري نيست تا با "ال"عهد به آن اشاره شود.(تفسير تسنيم 3/321-331).ژ

در نتيجه مراد از بهشت آدم ،بهشت برزخي است چنان كه علامه طباطبائي فرموده اند:

"مراد از بهشت دنيوي كه در روايت اشاره شده(مجمع البحرين 6/227)بهشت برزخي است كه در مقابل بهشت خلد است.(ترجمه الميزان 1/212).

مطلب سوم:تعدد بهشت ها و اختلاف درجات بهشتي ها

در جهان آخرت تعيين كميت و كيفيت بهشت هركس در گرو ايمان و عمل صالح اوست. برخي داراي يك بهشت و گروهي داراي دو بهشت«وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ (الرحمن46)» و عده اي داراي چند بهشت اند «أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ (بقره 25)» چون بهشت پاداش مؤمنان صالح است و مؤمنان صالح گذشته از اين كه داراي درجاتند « لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِم(انفال 4)» خودشان متن درجات متنوعند«هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّه(آل عمران 163) فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعيم(واقعه 88 و89)» پاداش آنان نيز داراي مراتب خواهد بود.

قرآن كريم گاهي از گونه گون بودن پاداش سخن به ميان مي آورد و زماني از تعدد بهشت و انحاي آن مثل جنت عدن و فردوس و جنة تعيم و جنت عالي ، پرده بر مي دارد.(تفسير تسنيم 2/449و490).

شيخ صدوق در اعتقاداتش مي گويد:

بهشت داراي انواع متعدد بنا به مراتب بندگان است برخي از بهشتيان متنعم به تقديس و تسبيح و تكبير خدايند آن هم در زمره فرشتگان و بعضي از بهشتيان متنعم به انواع خوراكي هاي لذيذ و آشاميدني هاي گوارا و ساير نعمت هاي مادي و برخي ديگر متلذذ به آنچه كه بخواهند وارد كنند مي باشند ، آن هم بر حسب تعلق خاطر آن ها و از جانب خداوند آن چه را كه بخواهند براي آن ها آناً مهيا و آماده است.(دائرة الفرائد 5/328).

علما نيز تصريح كرده اند كه :

"الجنة اسم لدار الثواب و هي مشتملة علي جنات كثيرة مترتبة علي استحقاقات العاملين كل طبقة منهم جنة من تلك الجنان"جنت اسم سراي آخرت است و خودش داراي بهشت هاي زيادي است كه هر گروهي بر حسب استحقاق خودشان ، بهشتي خاص را تملك مي كنند.(تفسير القرآن الكريم،صدر المتألهين 2/178 و موسوعة مصطلحات علم الكلام 1/427 با كمي اختلاف تعبير).

الف. تعدد بهشت ها در آيات قرآن

مراد از كريمه« وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ (الرحمن 46) وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ (62) »

خداوند در اين آيات تصريح كرده كه براي خدا ترسان دو بهشت اختصاصي اعطاء مي شود و معلوم است كه:بوستان بهشتي ملك بهشتي است و چون ملك در اختيار مالك است ،آن چه در بهشت است در تحت تصرفات مالكانه بهشتي خواهد بود(تفسير تسنيم2/490).

در تفسير اين آيات از پيامبر خدا(ص) روايت شده كه:

"دو بهشت كه بنايش و هرچه در آن است از طلا و دو بهشت كه بنايش و هر چه كه در آن است از نقره است.(تفسير نمونه23/175و176 به نقل از مجمع البيان ذيل آيه ).

علامه طباطبائي در ذيل آيه مي نويسد:

از اقوالي كه براي دو بهشت گفته شد بهترين قول اين است كه "يك بهشت را به خاطر استحقاق مي برند و بهشت ديگر را فقط به خاطر تفضل.چون آيه لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها وَ لَدَيْنا مَزيدٌ (ق 35) هم به آن اشعار دارد.(ترجمه الميزان 19/218).

و درباره آيه (وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ (62)) مي فرمايد:

با توجه به آيات سوره  واقعه كه اهل بهشت را به دو دسته تقسيم مي كند،تقويت مي كند كه « وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ» جداي از دو بهشت قبلي است يعني آن دو بهشت براي دسته اول كه اهل اخلاصند و دو بهشت ديگر به انسان هايي كه در مراتب پائين ترند(يعني اصحاب يمين )تعلق مي گيرد.ولي برخي ادعا كرده اند كه با توجه به سياق آيه ،اين دو بهشت هم متعلق به همان گروه اول است يعني خائفين چهار بهشت دارند دو بهشت با كيفيت عالي و دو بهشت پائين تر.(همان 19/221و222).

ب. تعدد بهشت ها در روايات

1.وقتي حارثه در جنگ بدر شهيد شد ،مادرش نزد پيامبر خدا آمد و عرض كرد:شما جايگاه حارثه را در نزد من مي دانيد ،اگر او در بهشت باشد صبر مي كنم و اگرنه بگو چه چه كنم؟حضرت فرمودند:انها ليست بجنة واحدة انها جنان كثيرة و انه في الفردوس الاعلي(الدر المنثور 1/94)يعني بهشت يكي نيست و بهشت هاي زيادي وجود دارد و حارثه در فردوس اعلي است.

2. علي عليه السلام در وصف بهشت فرمودند:

" در بهشت، درجاتي از يکديگر برتر، و جايگاه گوناگون و متفاوت وجود دارد که نعمتهايش پايان ندارد، و ساکنان آن هرگز خارج نگردند، ساکنان بهشت جاويد، هرگز پير و فرسوده نگردند، و گرفتار شدائد و سختيها نخواهند شد"(نهج البلاغه خطبه 84).

3. امام صادق (ع)فرمودند:

مگوئيد بهشت يكي است خدائند مي فرمايد« وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ » پائين تر از دو بهشت خدا ترسان يا غير آن دو بهشت ديگر است ومگوئيد كه در يك درجه اند و خداوند مي فرمايد«درجات بعضها فوق بعض»(3) همانا برتري مردم با اعمال است(تفسير نور الثقلين 5/200ح 66).

4. آن حضرت در جواب اين سؤال كه "مردمي كه از جهنم به بهشت مي روند با اولياء الله در بهشت يكي خواهند بود"، فرمودند:

خداوند مي فرمايد:« وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ »(سخن از دو بهشت پائين تر است)بنا بر اين با اولياء الله يك جا خواهند بود(همان 5/200ح 67).

مطلب چهارم:انواع بهشت ها

ابن عباس در روايتي جنات را هفت نوع مي شمارد:

1-جنة الفردوس 2- جنة عدن 3- جنة النعيم 4- دار الخلد 5- جنةالمأوي 6- دارالسلام 7- عليين(دائرة الفرائد 5/330).

ابن عربي نيز جنات را هشت قسم مي شمارد:

1- عدن 2- فردوس 3- نعيم 4- مأوي 5- خلد 6- سلام 7- مقامه 8- وسيله.بهشت وسيله از همه دبرتر است كه در همه بهشت هاي هفت گانه به صورت خاص حضور دارد و مخصوص رسول خدا(ص) است...خداوند در هر بهشتني صد درجه قرار داده به عدد اسماء حسني و اسم اعظم و منازل بهشت به عدد آيات قرآن است...ساختن بهشت ها به سرپرستي 12 فرشته بوده ،مگر بهشت عدن كه خداوند آن را با دست خود آفريدو غرس درخت هاي بهشت ها را به دست فرشتگان قرار داد مگر درخت طوبي كه خداوند آن را به دست خود در بهشت عدن  آفريد(تفسير ابن عربي 1/81)

آيه الله جوادي آملي در ادامه مي فرمايد:

گرچه ابن عربي در پايان كلام ،گوشه اي از مطالب را به حديث اسناد داد ولي اثبات جزئيات بهشت بدون نقل معتبر و يا كشف مطابق كشف معصوم ميسور نيست.(تفسير تسنيم 2/495 و 496).

تفصيل بهشت ها

1. جنة الخلد (فرقان 15)كه مصوص متقين است.

2. جنة عالية(حاقه 22 و غاشيه 10)مخصوص كساني است كه نامه عمل شان به دست راست شان داده مي شود و كساني كه از اثر اعمال نيك شان رخسارشان درخشان است.

3. جنات عدن(4) اين بهشت آرزوي اولواالالباب ،مجاهدين،تائبيت،سابقين،متقين و مومنان واقعي است.(دائرة الفرائد 5/330-335).

آن طور كه از احاديث بر مي ايد اين بهشت در وسط بهشت ها قرار دارد و اطراف آن را بهشت هايي احاطه كرده اند .

علي (ع) مي فرمايد:جايگاه نزول محمد (ص) در بهشت ،جنت عدن است .بهشت عدن در وسط بهشت ها قرار گرفته و از هم آن ها به عرش خداي رحمان نزديك تر است و آنان كه با پيامبر (ص) در اين بهشت هستند ائمه 12 گانه هستند(بحار الانوار 8/181).

مراد از وسط بهشت ها هسته مركزي خلوص و محبت است كه منزه از افراط و تفريط است و نه وسط جغرافيائي كه نه دور باشد و نه نزديكبلكه وسطي است كه در عين محسوس بودن از تمام نقاط به عرش الهي نزديك تر است.

در برخي روايات جنات عدن شريف ترين مكان و در برترين درجه بهشت قرار گرفته است.(تفسير موضوعي قرآن 5/355-348 به نقل ازبحار الانوار  8/195).

4. جنات الفردوس إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا (كهف 107)»در روايتي از امام كاظم (ع)(تفسير برهان 2/495ح 1)روايت شده كه اين آيه در مورد آل محمد(ص) نازل شده است.

وعلي (ع) فرمودند:براي هر چيزي بلندي است و بلنداي بهشت فردوس اعلي است(همان 2/495 ح 2).

و در روايتي از امام صادق (ع) (تفسير نور الثقلين 3/313 ح 256) فرمودند :اين آيه در شأن ابوذر ،مقداد،سلمان فارسي و عمار ياسر نازل شده است و خداوند براي آنان فردوس را مأوا قرار داده است.(تفسير موضوعي قرآن5/348-355).

5. جنة المأوي(نجم 15 و مؤمنون 19)اين بهشت نزديك سدرة المنتهي است(نجم 14 و 15)و براي صاحبان ايمان و عمل صالح است.

6. جنة و جنات نعيم(شعراء56 واقعه 12 و 22و 89 صافات 47 قلم 34 يونس 9 لقمان 8 توبه 21 مائده 65 اعراف 38 و 39)اين بهشت مورد تقاضاي حضرت ابراهيم (شعراء56)و متعلق به سابقين،متقين،مجاهدين ،اهل ايمان و عمل صالح و مؤمنين مي باشد.

امام كاظم (ع)گروهي از خاصان و مقربان پيامبر (ص) و اهل بيت(ع) را كه در جنة النعيم هستند را نام بده است(تفسير موضوعي قرآن 5/348-355 به نقل از تفسير نور الثقلين 5/210 ح 22).

7. دار السلام(انعام 127 يونس 25).

در تفسير علي ابن ابراهيم دار السلام به بهشت تفسير شده است(تفسير قمي1/216)و ابن عباس گفته:دارالسلام بهشت است(بحارالانوار 8/194).

امام باقر (ع) د رتفسير آيه 25 يونس« وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ » فرمودند:سلام خداوند است و خانه او دار السلام است يعني خانه اي كه براي بندگان و دوستانش آفريد ،همان بهشت است(تفسير موضوعي قرآن 5/348-355 به نقل از تفسير نور الثقلين 2/30ح 42).

۸. دارالمقامة(فاطر28) كه به جنات عدن تفسير شده است.

9. عاقبة الدار و عقبي الدار(انعام 135 قصص 37 رعد 22و 24 و 42)كه تفسير به جنات عدن شده است.

10. عليين(مطففين 18و19).(دائرة الفرائد 5/330-335).

11. جنتي(فجر30)ظاهرا اين جنت از مراتب اعلاي بهشت باشد.

چون صاحب نفس مطمئنه به مرتبه عبوديت تام رسيده و خداوند بندگي او را امضاء كرده است و اضافه جنت به خداوند فقط در همين آيه است كه دلالت بر تشريف خاص دارد.(ترجمه الميزان 20/ذيل آيه).در برخي از روايات نام هاي ديگري نيز براي بهشت ذكر شده است از جمله دار الكرامة(بحار الانوار 8/218 ح 207)و دار الجلال(همان 8/185 ح 147).( تفسير موضوعي قرآن5/355).

جواب شبهه

با توجه به تفصيلي كه داده شد،جواب شبهه كاملا مشخض مي شود؛بنا به تصريحي كه در قرآن وجود دارد معلوم مي شود كه باغ هاي بهشتي هم تعدد دارند و اختلاف درجات و اين تعددو درجات به موارد ذكر شده منحصر نمي شود و درجات به تعداد انسان ها مي تواند متعدد باشد.

اما مشكلي كه شبهه جو  را به اين نتيجه رسانده اين است كه در آيات ذكر شده تعارض و شبهه وجود دارد اين است كه ايشان اصل بهشت را مفروض و قطعي تصور كرده و دو قسم ايات را به نظام داخلي بهشت تفسير كرده در حالي كه قسم اول آياتي كه ايشان ذكر كرده همگي براي تبيين اصل بهشت است و ناظر به نظام داخلي بهشت نيست و آيات قسم دوم براي تبيين نظام داخلي بهشت و بيان تعدد بهشت ها و اختلاف درجات مي باشد.

مثل اين كه شما گاهي به شهري مثلا تهران به عنوان شهري در ميان شهر هاي ديگر و به صورت يك واحد مستقل نگاه مي كيد و گاهي هم همان تهران را به اعتبار مثلا فقر و غنا به بالا شهر و پائين شهر و يا به اعتبار شهر ها و شهرك ها به اجزاي خاصي تقسيم مي كنيد،اين تقسيمات همگي داخلي اند و يكپارچگي شهر را از او نمي گيرند.

بهشت در حالي كه يك مجموعه يك پارچه و مستقل (مثلا در برابر جهنم) است و قرآن از اين يك پارچگي با كلمه "الجنة"يعني آن بهشت معهود و موعود نام برده ولي همين بهشت يك پارچه به اعتبار در جات بهشتيان به بهشت ها و در حقيقت به باغ هاي مختلف و متفاوت تقسيم بندي شده است.

پس اين نتيجه گيري غلط حاصل تداخل دو دسته از آيات قرآن است كه بر اثر جهل يا عناد شبهه جو اتفاق افتاده است.

پس دسته اول آيات دال بر اصل بهشت اند و دسته دوم ناظر به تقسيمات داخلي همان بهشت و تعدد بهشت ها ادعاي خود قرآن است و حق هم هست.

 

و حرف همیشگی

ای مخاطب مصیبت زده قرآن:

خود شکن آئینه شکستن خطاست


پاورقي ها

1 - (فضاي بهشت با اين كه پوشيده از درختان است ولي فضاي آن روشن است زيرا نور بهشت نه از خورشيد بلكه از جان نوراني و پاك مومنان است)

2 - ( هيچ كس نمى‏داند چه چيز از آنچه روشنى‏بخش ديدگان است به [پاداش‏] آنچه انجام مى‏دادند براى آنان پنهان شده است.)

3 - (اين عبارت با اين لفظ در قرآن وجود ندارد ولي شبيه آن وجود دارد رفع بعضکم فوق بعض درجات (انعام 165) رفعنا بعضهم فوق بعض درجات(زخرف 32)).

4 - (توبه 72 رعد 23 نحل 11 ص 50 كهف 31 هود 61 طه 76 بيّنه 8 فاطر 33 غافر 8 و صف 12)


منابع:

1 – ترجمه تفسير الميزان ج 2،12،19،20

 2 – ترجمه تفسير مجمع البيان ج 1،20

3 – تفسير نمونه ج 23

4 – تفسير تسنيم ،آية الله جوادي آملي ج 3،2

5 – تفسير موضوعي قرآن ،آية الله جوادي آملي جلد 5 معاد در قرآن

6 – قاموس قرآن،سيد علي اكبر قرشي ج 2

7 – مجمعع البحرين،فخر الدين طريحي ج 6

8 – لسان العرب،ابن منظور ج 7،10،13

9 - التحقيق في كلمات القرآن الكريم،علامه مصطفوي ج 1،2،9

10 - المفردات في غريب القرآن،راغب اصفهاني

 11 – دائرة الفرائد،سيد محمد باقر محقق ج 5

12 – موسوعة المصطلحات علم الكلام الاسلامية،دكتر سميح دغيم ج 1

13 - تفسير القرآن الكريم،صدر المتألهين ج 2